افغانستان و همگرایی اقتصادی

Estimated read time 1 min read

در قرن بیست و یکم، فروپاشی مرزهای فیزیکی، گسترش جهانی‌سازی و افزایش وابستگی اقتصادی و تجاری، منافع کشورهای جهان را بیشتر از پیش به هم وابسته کرده و کشورهای جهان برای دستیابی به بازارهای جهانی، تلاش دارند با ایجاد بلوک‌های اقتصادی و تجاری موانع را از سر راه تجارت بردارند. ایجاد بلوک‌های تجاری یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اقتصاد مدرن را تشکیل می‌دهد که زمینه را برای توسعه اقتصادی بیشتر، ثبات و امنیت فراهم می‌سازد.

 برای کشورهای درحال‌توسعه که آمادگی ورود به عرصه جهانی و تجارت آزاد را در کوتاه‌مدت ندارند، همگرایی اقتصادی و تشکیل بلوک‌های تجاری منطقه‌ای می‌تواند راهی برای باز شدن اقتصاد و ادغام آن‌ها در اقتصاد جهانی باشد. در این پژوهش قصد داریم امکان ایجاد بلوک تجاری بین کشورهای منطقه با محوریت کشور افغانستان را مورد بررسی قرار دهیم و به مزیت‌های این بلوک تجاری و اقتصادی و چالش های پیش روی آن بپردازیم.

همگرایی اقتصادی چیست؟

ایجاد همگرایی ااقتصادی بین کشورهایی که دارای اقتصاد ضعیفی هستند می‌تواند به آنها کمک کند تا قدرت اقتصادی، توان تجاری و مزیت رقابتی خود را در مقیاس وسیعتری مورد آزمایش قرار دهند. این امر موجب افزایش سرمایه گزاری درون منطقه اقتصادی شده و بنابراین رفاه اقتصادی افزایش یافته و مقدمات رشد و توسعه اقتصادی را فراهم مینماید.

ایجاد همگرایی اقتصادی با حذف موانع گمرکی در منطقه، دسترسی شرکت ها به بازارهای وسیعتر را عملی میکند و موانع را از سر راه انتقال سرمایه و فنّاوری در محدوده منطقه بردارد. با لغو محدودیت‌های تجاری و ایجاد نظام هماهنگ تعرفه‌های گمرکی و … زمینه مساعدی را برای تولید در مقیاس کلان و فروش در بازار منطقه و افزایش رشد اقتصادی منطقه فراهم می‌کند. از سوی دیگر، تعرفه‌ها و حمل‌ونقل نقش بسزایی در قابلیت رقابت کالاها و خدمات در بازارهای مختلف دارد، که در پیمان‌های تجاری منطقه‌ای این دو هزینه تعیین‌کننده به لحاظ توافق میان کشورهای منطقه و فاصله نزدیک‌تر این کشورها به هم (همسایه بودن آن‌ها) به حداقل ممکن می‌رسد، بنابراین، تولیدکنندگان از قدرت رقابت بیشتری برخوردار می‌شوند.

افغانستان محور همگرایی منطقه

همگرایی اقتصادی یکی از راهکارهای جدی برای افزایش مبادلات تجاری افغانستان می‌تواند محسوب شود. زیرا افغانستان میان سه منطقه بزرگ آسیایی یعنی آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و خاورمیانه  قرار دارد که با شدت گرفتن تلاش‌ها برای گسترش همکاری‎های اقتصادی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی، نقش افغانستان به عنوان کوتاه‌ترین و کم هزینه‌ترین مسیر اتصال این مناطق نیز پررنگ‌تر از قبل شده است. بنابراین از دید افغانستان، تمرکز روی نقش سنتی این کشور به عنوان پل ارتباطی این سه منطقه آسیایی، می‌تواند از مهم‌ترین مسایل در گسترش همگرایی اقتصادی منطقه‌ای به حساب آید. از سازمان‌هایی که می‌توان در این منطقه نام برد می‌توان به سازمان اکو و سازمان شانگهای در آسیای مرکزی و سازمان سارک در جنوب آسیا و سازمان همکاری‌های کشورهای حوزه خلیج‌فارس (شورای تعاونی خلیج) در خاورمیانه نام برد که با هدف همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تشکیل شده‌اند. اما این سازمان‌ها کارایی اصلی خود را نداشته و با مشکلات درون سازمانی نیز مواجه هستند. هم‌چنین این سازمان‌ها مختص به بعضی از کشورهای خاص شده و حتی تمامی کشورهای منطقه خود را هم پوشش نمی‌دهند.بنابراین هیچ سازمانی برای همکاری این سه منطقه مهم آسیایی که بیش از دو میلیارد جمعیت دارند وجود ندارد.

افغانستان در قلب آسیا

موقعیت ژئواستراتژیک افغانستان در منطقه
افغانستان به عنوان مرکز ثقل این سه منطقه آسیایی می‌تواند عرض اندام کند و به عنوان پل ارتباطی این کشورها و راه ترانزیتی این کشورها محسوب شود. افغانستان به عنوان پل ارتباطی کشورهای آسیای میانه (قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان) با آب‌های آزاد و کشور هندوستان نقش مهم ارتباطی میان این کشورها و دو منطقه آسیای مرکزی و آسیای جنوبی را خواهد داشت. هم‌چنین افغانستان به دلیل اینکه نزدیک‌ترین راه زمینی میان کشورهای آسیای میانه و کشورهای عربی است می‌تواند مورد توجه کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی قرار گیرد.

هندوستان به‌عنوان یکی از اقتصادهای نوظهور و قدرتمند آسیا  و هم‌چنین با رشد اقتصادی بالا در سال‌های اخیر و جمعیت فراوان به دنبال منابع انرژی است تا مواد و منابع اولیه برای رشد خود را محیا کند. در مقابل کشورهای حوزه خاورمیانه و آسیای میانه با داشتن منابع عظیم نفت و گاز می‌توانند به عنوان صادرکننده و تمویل‌کننده این منابع به شمار آیند. از طرف دیگر در این حوزه کشورهای قدرتمند اقتصادی و تولیدی از قبیل هندوستان و پاکستان در آسیای جنوبی، ایران، ترکیه و کشورهای حوزه خلیج فارس به عنوان کشورهای تولیدی و تجاری در خاورمیانه و قزاقستان در آسیای میانه اشاره کرد که پتانسیل‌های بسیاری برای مکمل بودن در زمینه‌های اقتصادی و تجاری با یکدیگر دارند.

یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری همگرایی اقتصادی، نزدیکی کشورها و راه‌های مواصلاتی میان این کشورها است. این مناطق از قدیم‌الایام دارای ارتباط تجاری و بازرگانی با یکدیگر بوده‌اند که می‌توان از مهم‌ترین راه‌های مواصلاتی در این منطقه، به راه تاریخی ابریشم اشاره کرد که از بسیاری از کشورهای درون این حوزه می‌گذرد. هم‌چنین راه لاجورد، راه ترانسپورتی هست که افغانستان را از طریق آسیای میانه به کشورهای اروپایی متصل می‌کند. این راه می‌تواند در ایجاد همگرایی بین این کشورها نیز موثر واقع شود. گسترش همکاری‌های اقتصادی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی بیشتر از هر عاملی، وابسته به ارتباط زمینی این دو منطقه می‌باشد، افغانستان به عنوان پل ارتباطی بین این دو منطقه که کوتاه‌ترین مسیر را ایجاد می‌کند می‌تواند نقش مهمی در شکل‌گیری همگرایی منطقه‌ای ایفا کند.

https://en.unesco.org/silkroad/about-silk-roads

طرح‌های بزرگ اقتصادی مانند خط لوله انتقال انرژی، که گاز ترکمنستان را به کشورهای پاکستان و هند منتقل می‌کند و یا طرح‌های انتقال برق از کشورهای آسیای میانه به پاکستان، طرح‌هایی هستند که در ایجاد همگرایی اقتصادی می‌تواند نقش بسزایی داشته باشد.

افغانستان به همراه کشورهای آسیای میانه به عنوان کشورهای محاط به خشکی نیاز به متصل شدن به آب‌های آزاد را دارند. در این بین همراهی کشورهای پاکستان و ایران و عضویت این کشورها در همگرایی منطقه‌ای می‌تواند مثمر ثمر واقع شود و این کشورها را به آب‌های آزاد متصل نماید. بندر چابهار به عنوان یکی از مناطق آزاد کشور ایران می‌تواند یکی از عوامل نزدیکی کشورهای آسیای میانه و آسیای جنوبی باشد. به دلیل تنش مداوم و عدم وجود مناسبات نیک بین دو کشور هندوستان و پاکستان، بندر چابهار نقش مهمی را بین تجارت کشورهای آسیای میانه، افغانستان و هندوستان می‌تواند ایفا نماید. البته رقابت ایران و پاکستان به عنوان راه ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به آب‌های آزاد را نیز نباید چشم‌پوشی کرد.

مشکلات پیش‌رو همگرایی اقتصادی منطقه
اما با وجود تلاش‌های فراوانی که برای نزدیک شدن این کشورها و ایجاد سازمان‌های منطقه‌ای صورت گرفته است، منطقه آسیای میانه و آسیای جنوبی، آمار کمترین میزان همگرایی میان منطقه‌ای را دارند. از مهم‌ترین دلایل این امر، نیز می‌توان به عدم اعتماد کشورهای همسایه به افغانستان به‌عنوان محور موفقیت در برنامه‌های منطقه‌ای دانست. زیرا عدم به رسمیت شناختن حکومت جدید افغانستان هنوز از مشکلات اساسی این کشور به شمار می‌رود. هم‌چنین عدم راه‌های مواصلاتی مناسب در افغانستان و عدم وجود راه‌آهن از عوامل مهمی است که همگرایی بین منطقه‌ای با محور افغانستان را با مشکلات جدی مواجه ساخته است و مانع ایجاد همگرایی بین این مناطق شده است. عدم وجود ثبات سیاسی  و وابستگی اقتصادی افغانستان به کمک‌های خارجی و هم‌چنین فساد مالی گسترده، وجود گروه‌های دهشت‌افکن و تروریست در افغانستان باعث ضعف اقتصادی افغانستان شده و کشور را از توجه بدین مسائل دور ساخته است.

تنش‌های مرزی بین هندوستان و پاکستان، اختلافات ایران با کشورهای عربی و رقابت دو اقتصاد بزرگ هندوستان و چین در منطقه نیز از جمله چالش‌های ایجاد چنین بلوک تجاری به شمار می‌رود.

نتیجه گیری

با توجه به اینکه کشور افغانستان کشور مصرفی است و با کسری تجاری بالایی روبه‌رو است، همگرایی اقتصادی و ایجاد یک بلوک تجاری کمک بسزایی در پیشرفت اقتصادی و تجاری این کشور خواهد داشت و وابستگی کشور افغانستان را به کشورهای همسایه مخصوصا پاکستان و ایران کاهش خواهد داد. بنابراین افغانستان برای استفاده هرچه بهتر از فرصت‌ها بایستی رابطه خود را با جهان و کشورهای منطقه مورد بازبینی قرارداده و علاوه بر برنامه ریزی برای توسعه زیرساخت ها و راه‌های مواصلاتی، نیاز به برنامه‌ریزی متناسب با ضرورت‌های کشورهای منطقه و امکانات و توانمندی‌های خود است تا بتواند از فرصت‌های منطقه‌ای و همکاری‌های منطقه‌ای بیشترین سود را ببرد.